دوستت دارم 



سکوت را در شب
و شب را براي انديشيدن به خاطر تو دوست دارم.
من عشق را در اميد
و اميد را در تو
و تو را در دل
و دل را به هنگام تپيدن به خاطره تو دوست دارم.
اي کاش نقاش چيره دستي بودم
تا لحظات با تو بودن را در تابلويي مي کشيدم
و به هنگام دلتنگي به آن مي نگريستم .
اي کاش شاعر بودم
تا لحظات خوب با تو بودن را در شعري مي گنجاندم
و به هنگام دلتنگي آن را مي خواندم .
ولي حال که هيچ يک از اينها نيستم فقط ميتوانم بگويم :
دوستت دارم![]()

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست
که در بیشهء عشق
قهرمانان را بیدار کند.
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید
هم چنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریاها – پریانی که
سر از آب به در می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از
سر گیسوهاشان
هم چنان خواهم راند.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره ها رو به
تجلّی باز است
بام ها جای کبوترهایی است
که به فوارهء هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده سالهء شهر،
شاخهء معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیرمی آید در باد
پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازهء
چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.
پشت دریاها شهری است
قایقی باید ساخت.

يکی بود، يکی نبود!![]()
اونی که بود تو بودی،اونی که تو قلب تو نبود من بودم.![]()
يکی داشت، يکی نداشت! ![]()
اونی که داشت تو بودی ،![]()
اونی که غير تو کسی رو نداشت من بودم.![]()
يکی خواست، يکی نخواست !
اونی که خواست تو بودی،![]()
اونی که نخواست از تو جدا شه من بودم.![]()
يکی گفت ، يکی نگفت:
اونی که گفت تو بودی ،![]()
![]()
ا ونی که دوست دارم رو به غیر تو نگفت من بودم.
يکی موند ........يکی رفت....................!![]()
برگرد............................ .![]()